تازهترین مجموعه شعر رضا چایچی با عنوان «بالهی ماسهها» منتشر شد.
این شاعر دربارهی این کتاب گفت: این شعرها کارهای سه سال سپریشدهی من است که در این مجموعه گردآوری شدهاند.
چایچی دربارهی قالب سپید شعرهای کتاب عنوان کرد: شعر سپید به شعری میگویند که وزن عروضی ندارد. شعر من هم از یک ریتم و ملودی درونی و نه عروضی برخوردار است.
او همچنین دربارهی جایگاه «بالهی ماسهها» در روند شاعریاش، اظهار کرد: کارهای همهی شاعران و نویسندگان در ادامهی کارهای قبلی آنهاست. این مجموعه نیز به کارهایی که من از سال 66 تا به حال داشتهام، اتصال دارد. با این همه سعی کردهام کارهای قبلیام را تکرار نکنم. تلاش من بر کشف تمهیدات، فضاها و فرمهای تازه بوده است.
چایچی همچنین افزود: بعضیها کشف فرم تازه را محدود به انجام یک کار تازه و مدرن در چهارچوب تئوریک میدانند؛ اما فرم تازه میتواند به شاعر اجازهی کشف جهان، مفاهیم و مضامین تازه را بدهد.
این شاعر در ادامه گفت: اگر یک شاعر همیشه شعر پنجسطری بنویسد، میتواند فقط یک منظر کوچک را ببیند و وصف کند، اما در شعر مدرن استفادهی همیشگی از چند سطر نمیتواند همهی فضاها را دربر بگیرد. گاه شاعر نیاز دارد آنچه را درک کرده، در 100 سطر بگوید. این یک فرم تازه نسبت به شعرهای هایکووار و چهار - پنج سطری محسوب میشود.
چایچی اظهار کرد: تجربهی شخصی من این بوده که با کشف فرمهای تازه میتوان به تمهیدات تازهای مثل ایهام و استعاره در شعر رسید که گرچه در شعر شاعران کلاسیک و معاصر وجود دارد، اما قالبهای تازهی نیمایی امکان پیچیدهتر و متفاوتتر شدن این تمهیدات را به وجود آورده است. امکانات ادبیات مدرن اجازهی کشف فرمهای تازه را به شاعر میدهد.
او همچنین گفت: از کارهایی که من کردهام، این بوده که در کلامم مسائل و مضامینی را ایجاد کنم که بدون استفاده از کلام بیان شوند، یعنی با پنج سطر 15 سطر حرف زدهام و خواننده میتواند 10 سطرِ ننوشته را از لابهلای سطرهای نوشتهشده بخواند.
او افزود: ویژگی دیگر شعر من، استفاده از یک زبان بسیار موجز و فشرده است که هیچ حشو و اضافهای در شعر ندارد. دلیل این ایجاز هم این است که من توضیح نمیدهم؛ چرا که خوانندهام را خوانندهای جدی و هوشمند میدانم که شعر خوانده و با ادبیات معاصر و کلاسیک ایران و جهان آشناست.
این شاعر همچنین اضافه کرد: از کارهای دیگرم این بوده که از رفت و برگشتهایی استفاده کردهام که ایهام ایجاد میکنند. بندهای مختلف شعرم با هم در تلاقی هستند و مثل آینه روبهروی هم تقابلی ایجاد میکنند که از دل این تقابل، مفاهیم جدید تولید میشود.
مجموعهی شعر «بالهی ماسهها» شامل 44 شعر در قالب سپید با شمارگان 1100 نسخه و قیمت 3600 تومان از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است.
رضا چایچی متولد سال 1341 در تهران است. او تاکنون چند مجموعهی شعر از جمله «بی چتر، بی چراغ»، «روزی به خواب میرویم»، «بر این تپهی کوچک از صدای هیچ پرندهای خبری نیست» و «مه چهرههایمان را با خود میبرد» منتشر کرده است. همچنین داستان «سفر قطره» ویژهی کودکان و مجموعهی نقدهای دهه 80 با عنوان «بازخوانی اشعار» برخی دیگر از آثار اوست.
یکی از شعرهای مجموعهی «بالهی ماسهها» با نام «گفته بودی»:
گفته بودی
مرا به سرزمینی میبری
که برف اینقدر نمیبارد
و یخ دستهایمان را نمیبُرد
شب بیست و چهار ساعت تمام ادامه ندارد
خانهایست آنجا
با پنجرههایی رو به دریا
و صدای مرغهای دریایی شنیده میشود هرجا
هیچ نمیگویی
حرف بزن
شاید برف لحظهای گم شود
جادههای بیپایان
اینقدر نپیچند
و شب دست کم
چند دقیقهای گریبانمان را رها کند |