پرفورمنس دیباچه در کافه مارکوف

(۱۲ خرداد ۱۳۹۲)

˝دیباچه˝ پرفورمنس آرت علی اتحاد است که جمعه دهم خرداد ماه نود و دو در کافه مارکوف و در ادامه پروژه هفتگی ˝هزار و یک عصر˝ اجرا شد..

"دیباچه" پرفورمنس آرت علی اتحاد است که جمعه دهم خرداد ماه نود و دو در کافه مارکوف و در ادامه پروژه هفتگی "هزار و یک عصر" اجرا شد. برنامه ی هفتگی "هزار و یک عصر" که هر هفته با کیوریتوری علی اتحاد برگزار می شد این هفته نیما زاغیان را به عنوان کیوریتور پروژه معرفی کرد.

 

در انتهای سالن طولانی کافه مارکوف اتحاد در ردای بلند و سرخ رنگی از جنس ترمه ایرانی دوخته شده و به سنت پوشش های سده هشتم هجری –آن چنان که از نگارگری های این دوره می توان دریافت- طراحی شده بر چهارپایه ای نشسته بود.

 

 وی که پشت به مخاطبان و رو به دیوار انتهایی کافه نشسته بود تاری در دست داشت که مداوماً در حال کوک کردنش بود. گاه به گاه ساز کوک می شد و بخش هایی از نغمه ای آشنا به گوش می رسید اما پس از چند ثانیه ساز باز از کوک خارج می شد و نواختن اجراگر قطع شده و باز کار کوک کردن از سر گرفته می شد.

 

اثر علی اتحاد چندین واکنش تعاملی را نیز بر انگیخت. از این میان امید شلمانی و محسن ثقفی هنرمندانی بودند که به صورت بداهه به اثر پیوستند و دست به کنش گری زدند. در طول یک ساعت و نیم اجرای اتحاد و کوک کردن های بی پایان، آرام آرام سیم های ساز پاره می شدند و صدای تار بیش از پیش از کوک خارج می شد. در پایان و با خاموش شدن چراغ های سالن هنرمند صحنه اجرا را ترک گفت.

 

"دیباچه" که قسمت نوزدهم از "مجموعه ی رازورزی" است، همچون دیگر اجراهای هنرمند با عناصر تاریخی همچون پوشش سده های گذشته و سازهای ایرانی همراه بود. در بخشی از متن ضمیمه ی اثر که به صورت برگه های چاپی در اختیار مخاطبان قرار گرفته بود این طور آمده است: 

"واژه به واژه آرزوهایم را کنار هم می نشانم

آجر به آجر رویاهایم را روی هم می گذارم

نه چکامه ای و نه سرایی! 

وترها گسسته خواهند شد در این ناکوکی بی پایان

زخمه هایم به هیچ لحنی نمی برند 

نه "حزین" و نه "رجز"

نه "کرشمه" ای و نه "چکاوک" و حتی نه "مویه" ای

چیزهای داشتم که بشنوی

این کج نغمه را که به دست من سپرد؟!"

 
صفحه اصلی | درباره ما | فرم عضویت | اخبار | سفر ها | انجمن ها | تماس با ما
Powered by: KisiaWEB | © Copyright 2011 www.honarman.com